در واکنش به تغییر نام خانوادگی یک دانش آموز PDF چاپ نامه الکترونیک
سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۰۳

پسرم، ریگی بمان و راه شهدای طایفه ریگی را ادامه بده

 

صبح دیروز اکثر سایتها ، خبری را منتشر کردند که تاثر و تاسف ما را بشدت برانگیخت.

خبر این بود: ابتکار یک دانش آموز برای اعلام انزجار از ریگی

مثل هر کنجکاو دیگری، بی درنگ صفحه خبر فوق را باز کردم و آه از نهادم درآمد. باز هم معاندین و معارضین دو پهلو و سه پهلوی نظامِ مظلومِ ما ، پیراهن عثمانی گیر آورده اند تا "وحدت کلمه ملت" را هدف قرار دهند.

دانش آموزی ساروی "ساکن ساری" و بنام هادی ریگی، در اقدامی عجیب و ناگهانی ، والدین خویش را متقاعد کرده است که به ثبت احوال رفته و به دلیل انزجار از جرثومه یی چون عبدالمالک ، درخواست تعویض نام خانوادگی نموده و فامیل خود را به "صفدری" تغییر داده است.

فرض را بر این گذاشتم که اصل خبر صحت داشته باشد ، که اگر باشد، یکی از این دو دلیل می توانسته ریشه ی اصلی تصمیم این نوجوان عزیز باشد :

1- او احساساتی شده و خواسته تا بنوعی از این تروریست ملعون اعلام انزجار نماید.

2- ازآنجا که او دانش آموز مقطع راهنمایی است و همه می دانیم که درجو مدارس راهنمایی ، فضای طعنه و کنایه و نامگذاری های سخیف و آزارهای کلامی (متاسفانه) در سطح کشور ، شیوع زیادی دارد ، نوجوان قصه ی ما نیز ، قربانی طعن و نیش زبان همکلاسی های خود گشته و برای فرار از این فشار روانی دست به این کار زده است ، که اگر این گونه باشد باید مدیر مدرسه مربوطه برای کم کاری در توجه به عدم تامین سلامت روانی دانش آموزان زیر مجموعه اش ، مورد مواخذه قرار گیرد.

و اما بعد ....

روی سخن بنده دروهله اول ، برخی از وب سایت های خبری اصولگراست که ناشیانه اقدام به نشر این خبر نمودند و بدون آنکه متوجه مضرات و آسیبهای روحی چنین خبری در میان قوم شریف بلوچ باشند. هر چند که موذیانِ فضای سایبری کشور بخوبی می دانند که چرا چنین خبری را پراکنده اند؟ لکن از برادرانی که داعیه اصولگرایی دارند انتظار است تا مراقب گوهر " وحدت کلمه " باشند. ترس من ازآنست که دوستان خبری در رسانه ملی نیز پیرو دیگران ، روی آنتن ملی این گاف رابدهند (خدا نکند).

من اینجا لازم می‌دانم تا برای همین نوجوان ساکن ساری، که ظاهرا اصلیت بلوچ هم دارد ، درد و دل کنم تا به اصطلاح خودمانی به در زده باشم تا شاید دیوارهای سایبری سایتهای اصولگرا بفهمند.

فرزندم، دلبندم، هنوز تو به دنیا نیامده بودی و همین عبدالمالک از خدا بی خبر ، کودکی هشت ساله بود که من داوطلب اعزام به بلوچستان شدم و دوماه تمام در شهرمیرجاوه مستقر بودم . می دانی برای چه؟

فقط وفقط برای اینکه روستای مرزی " تمین" را برق رسانی کنیم . همان روستایی که در پای کوه آتشفشان تفتان قرار دارد .

من در آن زمان تنها سه یا چهار سال از سن کنونی تو بزرگتر بودم . هادی جان خدا می داند که قریب به دوماه ، من هم چون مردم بلوچ زندگی کردم و با محرومیت آنان از نزدیک آشنا بودم . همچون آنان غذا می خوردم ، می خوابیدم و نفس می کشیدم. اما در عمق چشمان محرومیت کشیده ی همه ی آنان ، بزرگی و نجابت دیدم . حتی بلوچ هایی که برای امرار معاش خویش از میرجاوه به " میل 72 " می رفتند واز آنجا به پاکستان و کویته و تجارت چمدانی می کردند. خدا می داند که روح آزادگی و بزرگی را در تک تک شان حس می کردم ، چه شیعه ، چه سنی .

هیچگاه از یاد نمی برم ، پیرمرد بلوچی را که مرا برای کشتن پشه ی مزاحم ، مواخذه می کرد و می گفت : گناه دارد ، چرا موجود زنده را می کشی ؟

خوب بیاد دارم که راهنمای محلی گروه ما یک نفر از طایفه بزرگ ریگی بود و چقدر انسان .

هادی عزیز
می دانی که طایفه ریگی ، طایفه بسیار بزرگ و سرافرازی است در سیستان وبلوچستان ؟
می دانی که طایفه ریگی ، یلی چون شهید محمد امین ریگی را دارد که تیپ 110 سپاه سلمان به او می نازد؟
می دانی که در بلوچستان ورزشگاهی بنام شهید ریگی داریم؟
می دانی که در شهرهای سیستان کم نیستند خیابانها و بلوارهایی که نام شهدای ریگی بر آنان است؟


هادی جان ، سنی باشی یا شیعه ، ساروی باشی یا بلوچ ، فرقی نمی کند ، مواظب باش دل طایفه بزرگ ریگی را نشکنی عزیزم ، که دل شکستن هنر نمی باشد . من به شخصه دست پدران شهدای ریگی را می بوسم و به این بوسه افتخار می کنم . راستش را بخواهی این روزها ، قلب طایفه ریگی از چنین ننگی آزرده است و روا نیست که ما نیز به زخم آنان نمک بپاشیم ، بلکه باید به ساحت مظلوم طایفه ریگی یاد آور شویم ، که گناه هیچکس را پای هیچکس نمی نویسند و ملت ایران نیز گناه عبدالمالک را حتی پای نزدیکترین افراد خانواده اش ( اگر با او همراه نبوده باشند) نمی نویسد.

از تو می پرسم :
اگر فامیلت با یکی از سران فتنه که خسارات و خیانت هایشان بسیار بسیار بزرگتر و فجیع تر از جنایات ریگی است چه می کردی‌؟ شناسنامه‌ات را آتش می زدی؟

از تو می‌پرسم:
اگر فامیلي توسروش بود، باز هم اقدام به تعویض فامیل می کردی؟ نه ! ..زیرا سروش فقط ساخته‌ی دباغ خانه‌ی بعضی‌ها نیست ، بلکه سروش یعنی ندای آسمانی .

از تو می‌پرسم:
اگر فامیلت گنجی بود شناسنامه ات را زیر تریلی می‌گذاشتی؟ نه عزیزم نه! اگر " گنجی برای برخی دربدرهای دوره گردِ بی امام ، فقط نامی است در شناسنامه ، اما من و تو به " گنجِ انتظارمان " افتخار می کنیم .

کاش رئیس اداره ثبت احوال ، بینش بیشتری داشت و تو را آرام و ارشاد می کرد تا دست به این کار ناصحیح نزنی .

هادی عزیز ، میدانی چه محمدهای بدی در تاریخ کشورمان داشته ایم ؟ کتاب تاریخت راباز کن و بخوان ! سلطان محمد خوارزمشاه کسی بود که میلیونها ایرانی را به کام مرگ و به زیر سم اسبان مغولان وحشی انداخت . و آقا محمدخان قاجار نیز کسی بود که با خونریزی و کشتار سلسله کثیفی را بنیان نهاد که دو سوم خاک ایران را به باد داد. محمدرضا پهلوی را هم که می شناسی و نیازی به توضیح ندارد.

با این حساب در این مملکت ، کسی نباید نام محمد بر فرزند خویش بگذارد؟..نه عزیزم..نه !

محمد تاج آفرینش است و نامش برکت سفره ی ما..تا دنیا دنیاست نام محمد را بر فرزندان خویش خواهیم گذاشت. تا دنیا دنیاست بر دخترانمان نام زهرا خواهیم گذاشت و افکار مشمئز کننده ی رهنوردان دنیای کثیف فمینیسم بر عشق ما به نام مقدس زهرا تاثیری نخواهد گذاشت و دخترانمان را طوری بار می آوریم که رهنوردِ راهِ زهرا باشند نه رهنوردِ راهِ .....

هادی جان بدان : همانان که ریگی اعلام طرفداریشان را نمود ، اکنون تعویض فامیل تو را بهانه خدشه وارد کردن به وحدت کلمه ملت قرار داده اند .

پس : "ریگی عزیزم ریگی بمان وراه شهدای طایفه ریگی را ادامه بده"
.

نظر
افزودن جدید RSS
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
UBBCode:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s

کامپوننت نظرات بر مطالب، جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا - http://www.joomla.ir"